تبليغاتX
شعرهای ناب ناب

در این زندان برای خود هوای دیگری دارم


جهان گو بی صفا شو"من صفای دیگری دارم


اسیرانیم و با خوف و رجا درگیراما باز


دراین خوف ورجا من دل به جای دیگری دارم


در این شهر پر از جنجال و غوغایی از آن شادم


که با خیل غمش خلوتسرای دیگری دارم


.پسندم مرغ حق را لیک با حق گویی عزلت


من اندر انزوای خود نوای دیگری دارم


شنیدم ماجرای هر کسی نازم به عشق خود


که شیرین تر ز هر کس ماجرای دیگری دارم


اگر روزم پریشان شد فدای تاری از زلفش


که هر شب با خیالش خوابهای دیگری دارم


من این زندان به جرم مرد بودن می کشم ای عشق


خطا نسلم اگر جز اینخطای دیگری دارم


اگر چه زندگی در این خراب آباد زندان است


ومن هر لحظه درخود تنگنای دیگری دارم


سزایم نیست این زندان وحرمنهای بعد ازآن


جهان گر عشق دریابدجزای دیگری دارم.


صباحی چند از صیف و شتاهم گر چه در بندم.

نوشته شده توسط محمودی در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ساعت 2:17 | لینک ثابت |
 





Powered by WebGozar