دامن بکش به ناز که هجران کشیده ام
نازم بکش که ناز رقیبان کشیده ام
شاید چو یوسفم بنوازد عزیز مصر
پاداش ذلتی که به زندان کشیده ام
از سیل اشک شوق دو چشمم معاف دار
کز این دو چشمه آب فراوان کشیده ام
دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس
من بی تو دست از این سر و سامان کشید ه ام
نوشته شده توسط محمودی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 ساعت 19:15 | لینک ثابت |
به مادرم بگویید دوستش دارم

نوشته شده توسط محمودی در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 2:37 | لینک ثابت |
