زندگی نیست به جز حرف محبت به کسی؛
ور نه هر خار و خسی زندگی کرده بسی.
زندگی فانونیست لب دریای خیال آویزان؛
می توان آن را دید و نه بیش؛
روشن است اما به اندازه خویش...
زندگی تابلوییست نیمه راه،
که ز سرمنزل مقصود خبر می آرد.
کار او هشدار است؛
-گر مسافر رهش بیدار است-
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد.
دو سه تا کوچه و پس کوچهُ
اندازۀ یک عمر بیابان دارد...
زندگی زندانیست که در آن،
بیشتر از زندانی زندانبان دارد.
زندگی دِین بزرگیست که بر گردن ماست...
نوشته شده توسط محمودی در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 21:18 | لینک ثابت |

